تبليغاتX
دختری از ماه (نی نی سابق)

دختری از ماه (نی نی سابق)

زندگی با داشتن هدف شیرین شده واسم امیدوارم شیرین تر هم بشه با...

Welcome to my web log

 

+ نوشته شده در  88/05/09ساعت 0:20  توسط  ایدا  | 

نفرات برتر کنکور88

سازمان سنجش و آموزش کشور اسامی نفرات برتر کنکور سراسری سال 88 دانشگاهها و موسسات آموزش عالی در گروههای مختلف آزمایشی که با رقابت بیش از یک میلیون و سیصد هزار داوطلب در تیر ماه سال جاری در سراسر کشور برگزار شده بود را اعلام کرد که بر اساس آن 36 کنکوری به عنوان نفرات برتر معرفی شدند.
به گزارش خبرنگار مهر، 10 نفر برتر رشته علوم ریاضی و فنی کنکور 88 به شرح زیر است:

نفر اول : معین فلاحتگر از بهشهر
نفر دوم : مسعود بهزادی نسب از شیراز
نفر سوم: وهاب زارعی از مشهد
نفر چهارم: احسان عباسی از اهواز
نفر پنجم : رامین فروزنده شهرکی از اصفهان
نفر ششم : سجاد موذنی از اصفهان
نفر هفتم : مهدی گنجی از اصفهان
نفر هشتم : امیرحسین افشاری نژاد از تهران
نفر نهم : مهدی جعفرنیای جهرمی از جهرم
نفر دهم : شهریار آقایی میبدی از تهران

نفرات برتر رشته علوم تجربی
نفر اول : رستکار رحمانی تنها از ثلاث باباجانی
نفر دوم : سیدمیلاد حسینی الهاشمی از شیراز
نفر سوم : لیلا شجاعی از تهران
نفر چهارم : سارا هرسینی از کرج
نفر پنجم : مهراوه گرجانی از تبریز
نفر ششم : مریم ساعتچی از یزد
نفر هفتم : ایلناز قطبی از کرج
نفر هشتم : آرمین زرین تن از تبریز
نفر نهم : نادیا نوری یادکوری از شیراز
نفر دهم : محمدجواد زارع نژاد اشکذری از یزد

رشته علوم انسانی
نفر اول : نرگس مبارکی از گرمسار
نفر دوم: طیبه دیبایی از قم
نفر سوم: آذر محمودی از تهران
نفر چهارم: منصوره مهدی یار از شیراز
نفر پنجم: سپهر حسن خان پور از تهران
نفر ششم: فاطمه پور برخورداری از زرند کرمان
نفر هفتم: محسن اهالی آباده از یزد
نفر هشتم: مهسا دادجوخمامی از تهران
نفر نهم: شمین اصغری لسکوکلایه از سمنان
نفر دهم: سینا حبیبی از نور

گروه هنر
نفر اول: شیما پورمحمدی از تهران
نفر دوم : ارمغان تقوایی از اراک
نفر سوم : نیلوفر براری از تهران


رشته گروه زبانهای خارجی
نفر اول : رستکار رحمانی تنها از ثلاث باباجانی
نفر دوم : محمدسعید هاشمی از اصفهان
نفر سوم : نازیلا اکبریان راد از یزد

  (( فقط می تونم بگم خوش به حالتونو خسته نباشین))

فقط این رستکار جان دیگه اخرشه ۲تا رتبه ی اولو مال خود کردن واقعا قابل تحسینه.ما بیچارم باید تا شنبه منتظر باشیم تا ببینیم بدبخت شدیم یا نه.

+ نوشته شده در  88/05/09ساعت 0:16  توسط  ایدا  | 

همین جوری...

سلام به همه دوس جوناي قشنگو با وفام.اصلا انتظار نداشتم اينقدر كامنت داشته باشم.فکر کنم تقريبا 2و3ماهیه كه نیومدم اینجا.به كلي يادم رفته بود.اين مدتي كه نبودم خيلي چيزا شده و خيلي خبرام براتونم دارم.اول از اينكه همه خواستن بدونن كنكور چطور بوددده!!!درسارو که نتونستم بروسونم انتظار نداشتم رشته اي كه مي خوام قبول شم حالا خلاصه با كلي دردسرو اضطراب كه روز قبل كنكور بر من وارد كردن{کلی ماجرا دشتیم}خلاصه رفتيم سر جلسه ازمون وقتي 5تاي اول ادبياتو بلد شدم خوشحال شدم ولی لین خوشحالی عمر کوتاهی داش كم كم كه پايين رفتم با يك سوال هاي مزخرفي مواجه شدم كه اين همه تست زده بودم يه همچين چيزايي نديده بودم خلاصه همون سر جلسه گفتم ايدا جون فكر كنم 1سالي هم بايد خونه تشريف داشته باشي ولي اختصاصي ها خيلي خوب شد مخصوصا زیست و شیمی به جز رياضي كه واقعا به جز ۵تا سوال ديگه نتونستم حل کنم.حس مزاحم به نام
WCهم كه از يه طرف پدرمو در اورد خلاصه اميد زیادی واسه سراسري ندارم رشته اي كه من مي خوام حدود روزانش 1000و2000مي خواد ولي نميشه كه...یکمی هم تلاشم بیشتر می شد امسال از مهر../
ولي واييييي سر جلسه ازاد داشتم حال مي كردم زيست و زبان و ادبياتم به احتمال زياد 100 ميشن البته غير پزشكي ولي پزشكي يه كوچولو سختتر بود ولي اونم خوب بود ولي دوس ندارم برم ازاد بدرسم اين قدر زحمت كشيدم با اوني كه فقط بعد عيد درس خونده همكلاس شم {سو تفاهم نشه ها منظورم کس خاصی نیست}انصاف نيست كه..هست؟
خلاصه اين 10مردادم بياد ببينم بايد 2باره شروع كنم به خوندن يانه...
از بحث اين بيايم بيرون خبرارو بگم.. 
1.دوس جون مينام عروس شد.
2.دختر خالم در شروف عروس شدنه.

3.دخمل خالم داره دندون در مي ياره.
4.چشام داره به سوي كوري پيش مي ره و باز هم نمي تونم عينك بزنم.
5.يه خبر بدم اين كه اقا جونم و هم دكتر جوابش كرده{ای خدا اخه چرا این طوری حیونکی مامی جونم}

۶.پسر عمه جون 2هفتس رفته سربازی{اردبيل}
۷.ايدا خيلي دختر باحالي شده اينو من نمي گم همه مي گن{از لحاظ اخلاقی}
۸.يه خبر بدم دارم ددي گفته گواهي نامه به شرط رفتن به يونيه.

۹.ماه رمضون داره نزدیک می شه و اذان عصرم نزدیک ۹شبه.

۱۰.دختر عمه هم به جمع عروسا پیوست.
خبرا تقريبا اينا بودن بعضي ها قابل گفتن نيستن{انحراف ذهني پيدا نكنين ها}خيلي شخصي تشريف دارن واسه اون.
جواب کامنت>>و دادن جواب به اقای ایکس جون.به نظرت خوب نیس به جای رفتن به کلاسای سوسوله اموزشی بری یه کلاس اداب و معاشرت با مردم.عزیزه دلم من مونگوليس نيستم كه بيام نت ب ف يابي كنم ارزش من بيشتر از ايناس كه با هركس و ناكس دوس شم نگران نباش اونقدرم بي دست و پا نيستم كه شرايط دارشو نتونم پيدا كنم شرايطت بخوره سرت.اون ماشینه خوشگلت هم مال ددیته دیگه... فقط يك روز اون نباشه تو هيچي..بدبخت جون خوشحال شده كه من بهش اس دادم. هههههههههه
ايرانسلم شده سيم كارت عمومي برو ببين كي سر كارت گذاشتت با اسم من البته دستش درد نکنه.عزیزه دلم نمی خوامت به کی بگم من دردمو اخه هان؟؟؟کم فامیلاتو بفرست سر من.
لطفا ديگه نبينمتتتتت والله خيلييي بد مي شه واست اصلا ببينم تو از كجا مي دوني من تهنام هان؟؟؟؟؟؟؟؟
بايد اينارو اين جا مي نوشتم بعضي نفهم هاي ادم نما داره رو اعصابم پياده روي مي كنه.
تا حالا كه تابستون خوبي داشتم حس بزرگ شدن امسال ديگه خودشو كاملا ظاهر كرده ديگه نيازي به اجازه گرفتن از مامي و ددي نيس فقط اطلاع بدي كافيه با دوس جونا هي مي ريم عشق و صفا ديروز تولد دديم بود خيلي خوش زد بهمون امديم يه روز از فرط خستگي زود بخوابيم همین که سرمو گذاشتم رو بالش بیب بیب بیب نگا کردم دیدم اين همسايه جون عروس اوردن تو پيلوت مراسم داشتن تا 3شب ادامه داش واي ولي دلم مونده بود اااونجا از اين مخلوطا بود امسالم باز  تهران عروسي دعوتيم ولي     
حسش نيست برم اخه من يكي اصلا طاقت گرمايه تهران و ندارم پارسال كه همش حالم بد شد اه چطور اون جا زنگي مي كنين اخه...
راستي امروز 4مراد ه تولد يكي از اشناهاس(بود)تبريك مي گم بهشون.امیدوارم کجا باشه خوش باشه.درسته من براش به خاطره ها پیوستم ولی حالا ما تبریکمونو می گیم.
جواب کامنت>>طناز جون اگه به جمع پشت كنكوريا نپیوندم حتما همه كتابامو مي دم بهت ولي بذار ببينم چييا مي ياد سرم ديگه رفع زحمت كنم عصر قرار بيرون دارم با پری جون. كلي كار دارم ولي حالا چيزي نكردم.دوستون دارم.راستي مي خوام چندتا عكس يادگاري از دوران دبيرستان بذارم اين جا.الان نمی شه ولی این روزا می ذارم. وايييييييي واقعا حيف شد كه تموم شد راستی یه عکس با حال با دوس پسر و همسر ایندم دارم می ذارم براتون خیلی جالبه... 

+ نوشته شده در  88/05/04ساعت 18:39  توسط  ایدا  | 

مامان جونه مهربونم رف پیش خدا جونم

سلام خوبين؟خوشين؟ من چطورم؟کاش مي تونستم بگم که خيلي خوبم ولي نمي تونم.
نه اين سري موضوع درسو کنکورم نيس
.راستي مدرسه 3شنبه تموم شد که کاش تموم نمي شد
از امروزم که امتحان جونا شروع شده
از ديروزم با دوس جون پريا و پريناز مي ريم کتاب خونه ديروز که کلا 9 ساعت درسيدم البته براي دومين بار.حالا از اينا بگذريم مي دونين چي شده؟
درست12 روزه که يکي از عزيزترين کسايه زندگيمو از دست دادم.يعني باور مي کنين که تا حالا فکرشم نکرده بودم که ما رو بذاره بره.
((مامان جونه قشنگم ))امروز دومين 5شنبش بود من نرفتم اصلا نمي تونم جلوي اشکاي خودمو بگیرم. وقتي فکر می کنم که وقتی در باز مي شه اون ديگه از پشت پنجره از رو تختش به ما نگا نمي کنه  و واسمون دس تکون نمی ده......واي ي ي ي ي
درست بعد 10روز سکته کردنش رفتو تهنامون گذاشت من اون خونرو با اون دوس داشتم دیگه نمی خوام برم اون جا..
 موندم بي مامان جون نمي دونين که چقدر مهربون بود.مي تونم قسم بخورم بيشتر از مامانم  محبت مي کرد. کمتر از مامانم نگم به اندازه مامانم دوسش داشتم.(شایدم بیشتر)هيچ وقت خودمو نمي بخشم امسال اصلا نديدمش.اخرين بار روز قبل 4شنبه سوري بود ديدمش. روزي که رفته بوديم استخر.امدني گفتم مامان جونم من شايد نتونم بيام عيد ديدني ها 2تا ازمون داريم فقط باید بدرسم( گوره بابای درس... دیدی چی شد)حیف شد که نرفتم گفت اشکالي نداره  2 خمل گلم  ولی بايد قول بدي بعد کنکورت زود زود بياي ببينيم .(کاش  اینو نمی گفت)پس من بعد کنکور کجا بیام؟؟؟هان؟؟؟  گواهی نامرو بایدزود بگیرمو زود زود بیام خونه جدیدت درسته کمی دوره و خارج از شهره ولی می یام همون روز وقت خدافظی کرد چنتام بوسم کرد گفت برو به سلامت و هوا تاریک نشده برس خونتون .اگه مي دونستم اخرين باريه که مي بينمش.به اصراری که خودش داش شبو مي موندم پيشش.ما هممون اين طوري هستيم دیگه هميشه با اي کاش ها زند گي مي کنيم .ولي ته دلم خوشحال چون داداش زن دايي مژگانم خواب  ديده که يه 4دوره سفيد سرش بوده و گفته برو به بچه هام بگو من اين جا خيلي راحتم ديگه نه کمرم میدرده نه پاهام.خدا رحمتش کنه خلاصه تهنامون گذاشت و رفت ولی یادش همیشه تو قلبم زندس و البته خاطرهاشم
از کسايي که مي يانو اين پستو مي خونن خواهش مي کنم واسه مامان جونه قشنگم  ۱فاتحه بخونن.مسيييييي.
بيشتر از همه واسه اين ناراحتم که ديگه کسیو ندارم تا مامان جون صداش کنم.خيلي احساس بديههههههه
پارسال تولدمو پیشش بودم به عبارتي خونه مامان جون مونده بودم مثال از خونه فرار کردم که ابله مرغان نگیرم اونم جواب نداد درست ۲هفته بدش دون دونی شدم(از اجیم فرار کردم) واين اتيشم مي زنه که 40مش درست مصادف مي شه با روز تولدم
وقتي عکسايي اون روز و  نگا مي کنم که پيشمه...
بيشتر از همه عکسي که داره کادمو مي دو بوسم مي کنه....
واي تازه فهميدم که دنيا ارزشه هيچيو نداره به خدا...
 چند شب پيش امده بود خوابم صورتشو اصلا نديدم ولي ديدم اون پيران گيپور مشکيشو که واسه مراسما مي پوشیدرو  پوشيده کيف يبرون منم رو شونش بود اورد داد بهم و رفت باز کردم توش مدادو خط کشاهاي بلندي بود که سر خط کشا يکم شکسته بود اگه کسي تعبيرشو مي دونه ممنون مي شم برام بنويسه.
خلاصه 2هفته از بقيه عقب افتادم درست از روزي که بيمارستان بود تا 1 هفته بعد از فوتش
روحش شاد دددد

+ نوشته شده در  88/02/17ساعت 22:9  توسط  ایدا  | 

رضایا/2afm

نام: امیر رضا

ملقب به رضایا 

سن: ۲۱ 

ساکن یوسف آباد 

دانشجوی ترم سوم رشته ی موسیقی 

رنگ مورد علاقه: مشکی 

ماشین مورد علاقه: پرشیا ELX

مجرد

تقریبآ ۱ سال و نیم هست که در سبک R&B فعالیت می کنه 

۱ سال قبلش سبک پاپ کار می کرده

 اولین آهنگ سبک R&B او "بی معرفت" نام داره که با آرمین2afm  اجراش کرده

                                 

نام: آرمین

ملقب به 2afm

متولد اردیبهشت ۱۳۶۵ 

تحصیلات: فعلاً دیپلم 

ساکن شهرک امید (تهران پارس)

رنگ مورد علاقه: قهوه ای سوخته و سبز ارتشی 

مجرد 

۴ سالی هست که سبک رپ کار می کنه 

اولین آهنگ حرفه ای خودش رو "رقص جامایکایی" می دونه 

لقب 2afm رو برای این انتخاب کرده که قبلاً عضو گروهی با همین عنوان بوده که اعضای آنرا: آرمین (A) ، علی (A) ، فرهاد (F) و مهراد (M) تشکیل می دادند

(((کارتون حرف نداره. دوستون دارم)))

+ نوشته شده در  88/01/28ساعت 16:15  توسط  ایدا 

علت موافق نشدنم تو کنکور

) سال 52 جمعه داریم و میدانید كه جمعه ها فقط برای استراحت است به این ترتیب 313 روز باقی میماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطیلات تابستانی است كه به دلیل گرمای هوا مطالعه ی دقیق برای یك فرد نرمال مشكل است. بنابراین۲۶۳ روز دیگر باقی میماند.

3) در هر روز 8 ساعت خواب برای بدن لازم است كه جمعا" 122 روز میشود. بنابراین 141 روز باقی میماند.

4) اما سلامتی جسم و روح روزانه 1 ساعت تفریح را میطلبد كه جمعا" 15 روز میشود. پس 126 در روز باقی میماند.

5) طبیعتا" 2 ساعت در روز برای خوردن غذا لازم است كه در كل 30 روز میشود. پس 96 روز باقی میماند.

6) 1 ساعت در روز برای گفتگو و تبادل افكار به صورت تلفنی لازم است. چرا كه انسان موجودی اجتماعی است. این خود 15 روز است. پس 81 روز باقی میماند.

7) روزهای امتحان 35 روز از سال را به خود اختصاص میدهند. پس 46 روز باقی میماند.

8) تعطیلات نوروز و اعیاد مختلف دست كم 30 روز در سال هستند. پس 16 روز باقی میماند.

9) در سال شما 10 روز را به بازی میگذرانید. پس 6 روز باقی میماند.


10) در سال حداقل 3 روز به بیماری طی میشود و 3 روز دیگر باقی است .

11) سینما رفتن و سایر امور شخصی هم 2 روز را در بر میگیرند. پس 1 روز باقی میماند.

12) 1 روز باقی مانده همان روز تولد شماست. چگونه میتوان در آن روز درس خواند؟!!


+ نوشته شده در  88/01/28ساعت 15:56  توسط  ایدا  | 

اعترافات شب عیدی...

بعد 2روز...

نمیدونم چی بگم..دوباره شروع شد...همیشه از اول همین بوده و همین هس...

تا حالا شده بدونید دارین اشتباه میکنی اما نتونی اون اشتباه رو تکرا نکنی؟ یا چطور بگم..یه جورایی بدونی این راهی که داری میری کاملا اشتباهس اما

هیچ قدرتی نتونه تورو از اون راه منصرف کنه؟ این روزها خیلی به کارام و رفتارم فکر میکنم...میخوام اعتراف کنم وقتی بد میشم و از کسی ناراحت میشم یه جورایی

خیلی غد و مغرور میشم و قابل تحمل نیستم...نمیدونم چرا رفتارم اینجوری میشه...خودم از خودم بدم میاد که انقدر لوس بازی در میارم...حتی وقتی اشتباه از خودمه این قدرت رو ندارم که

اشتباهم رو قبول کنم..اصولا من آدم لوس و مغرور و بی انتقاد پذیری هستم و همیشه خودم از این اخلاقام ناراحت میشم...مثلا مشکل و مسئله روزهای قبل رو خودم باعث شدم و زود شلوغش کردم
 اما این اخلاقای لعنتی نذاشت حتی برم این اختلافات رو که خودم شروع کردم رو به گردن بگیرم و عذر خواهی کنم...ببین ایدا جدیدا زیادی لوس و بی مزه شدی. بودی ها مقدارش افزایش یافته..اصلا عادت کردی هی پشت سرهم قهر کنی

و یکی بیاد سراغت...یکم دس از این اخلاقای بچه گونت بردار..تا کی میخوای این اخلاقا رو داشته باشی؟ها؟هی تا یه چیز و یه حرف کوچیک میشه زود بهت بر میخوره و ناراحت میشی و قهر میکنی...

مگه بابا و مامان و کل خانواده انقدر نصیحت ات نمیکنن و نمیگن انقدر زیادی حساس نباش..به قول بابا فردا پس فردا شوهرت بخواد بهت بگه ایدا چرا اینجوری شد!اونوقت میخوای زود بهت بر بخوره و گریه و قهر؟ میخوام اعتراف کنم

< من با این اخلاق بدم در زندگی آینده ام دچار مشکل میشم >

مگه بقیه آدم نیستن؟مگه اونا نظر ندارن؟مگه اونا حس ندارن؟ تو فقط خودتو میبینی نه کس دیگه...نگو تو دوس داری.تو یه آدمک بدجنس هستی که فقط فکر خودتی و نظرها و حرفای دیگران ارزش نداره...


میخوام اعتراف کنم من یه آدمک ...هستم.

یادت نمیاد اون شبا که....حتی برای یک دقیقه....چرا انقدر زود فراموش کردی؟ اگه میخواستی دوباره اون اخلاقای بدتو تکرا کنی چرا ادامه دادی؟


اونقدر بد شدی که حتی وقتی خودت میدونی کارت بد بود بازم میگی " نه "

میگن دنیا تلافی خونه س.بلاخره یکی سرت همین بلاها رو میاره..

میدونم الان همه از من متنفر شدن....

حالا دیگه اینم دیگه زیاد تلاش کردم مثلا تغییر کنم نشد

فقط ادای متغییر شدگان رو دراوردم..
داخل پارانتز بگم کاره بعضی از این رپرا حرف نداره تنها چیزی که خستگی درس خوندنو از تنم می پرونه
راستی فک نکنم بتونم دیگه تا عید بیام اپ کنم عید تون پیشاپیش مبارک.

87 که خیلی مزخرف بود
از 15تیر درس خوندن شروع شد و خیلی چیزای دیگه که حتی نمی خوام اینجا بنویسم تا هر سری که وبمو باز میکنم ببینمشون
خدا جون چی میشه 88 رو یکی از بهترین سال های زندگیم کنی امیدوارم که این طوری شه
کل عیدم خونه تشریف داریم.(البته فقط من ها)از بقیه خبر ندارم.

2تام ازمون داریم درسای 5ماه قبلی رو
ای وای اگه 1سالم پش کنکور بمونم اینا باز تکرار می شه
خدا جون دیگه اینو نچشون بهمون دیگه.
زیاد حرف زدم اخه چی کار کنم کسیو ندارم تا مغزشو بخورم اجیم صبح 7 می ره شب 7 .8 می یاد مستقیم شام می خوره می خوابه
از اتاقم پرت می شم بیرون البته با کتابم در وسط پذیرایی به مطاله مشغول میشم.
راستی امسال 4شنبه سوری تو بالکن بر گزار شد پارسال اینجا سوتو کور بود امسال انگاری رشدیه منتقل شده بود اینجا از اونجایی که سرما خوردم نرفتم
و دیدم نرم چندتا عتیقرم نبینم بهتره.خانواده نامردم تهنام گذاشتنم رفتن.

 ادم این جوری دپسرده می شه دیگه.

راستی به اطلاع دوس جونم برسونم که در اینده نزدیک

خطمو عوض می کنم.از دسته ایرانسل راحت می شم

البته به قول دوس جون مینا تا وقتی مجردم راحت می شم

ولی وقتی..۲باره لازمم می شه.راستی ۱۴ قبلی نه ها

اون دسته خودم نی...

این یکی یکم لول بالاتر خواهد بود.
سال خوبی داشته باشین

موقعه سال تحویلم مثل خود خواها فقط خودتو دعا نکنی ها
پر از سلامتی. شادی. موفقیت .عشقولانه ای
منم امسال دیگه باید از تهنایی دربیام این طوری نمی شه.
دوستتون دارم

Happy New year

+ نوشته شده در  87/12/29ساعت 11:23  توسط  ایدا  | 

ُالای جون

سلام
خيلي وقت بود پيدام نبود چند دليل داش
1) اصلا وقت ازادندارم 
 2)کامپيوتر حال نت رفتن نداش که در نهايت باز من حالشو درست کردم
3)خر خون شدم جديدا کاش از اول اين طوري مي خوندم
4)تفريحات بهتر و جديدتر و از نوشتن پيدا کردم که محرمانس اينم
خلاصه ي مطلب رو بگم چون وقت ندارم مي خوام برم کلاس ندرسيدم حالا.
۲۲بهمن ۲خمل خالم بدنيا امد که عکسایی هم که در پايين مايينا ديده مي شه مطلق به 8مين نوه مامان جونم مي باشد.
خودتونم بهتر از من مي دونين که ني ني ها از هر چيه زشت زشترن ولي اين يطور تو دل بروس
رنگ چشاشم روشنه مژه هاش هم خيلي بلند بقييشم که فک کنم قابل ملا حظه
هست اسمشون Elay بید 
حتما مثل بقيه اونايي که شنيدين مي گين معنيش چيه؟
1اسم ترکيه به معنيه زيباي طايفه
حتما هم همين طورييه.

۱ماه زود به دنیا امد خوبم شد چون ۲روز در مییون میریم

می بینیمش.با اجیم اسمشو گذاشتیم فندق.اخه صورتش خیلی گرده واسه اون

خلاصه خیلی نی نیه شیرینیه.اگه فیلمی که گرفتمو می تونستم

بذارم اینجا می دیدن فندوقیه ما چه می خنده.

خیلی دوسش دارم .الان هر کی هم ندونه می گه پس چیه.
به امید روزی که خاله شم که فکر نمی کنم همچین اتفاقی واسم بیفته
مامی داره صدام می کنه (مجاز از اینکه نهار اماده سو بیا)
راستی چند روز پیش 1 کابوس دیدم
دیدم مامایی قبول شدم خدا از این شوخییا نداشتیم ها (در ضمن واسه اونایی که این رشته رو دوس دارن یا دارن می خوننش سؤتفاهم نشه ها خوب من چون بدم می یاد واسه اون اینو گفتم
حالا مثلا می خواستم کم بنویسم ها
حالا بخوام زیاد بنویسم ...

عکسا خیلی گنده بودن حالا کوچیکشون کردم ولی کیفیتشون

  همچین جالب نشد شما به بزرگیه خودتون با کیفیت ۱۰ مگا ببینین    اوقات به کام

عکس رو بر داشتم ولی به زودی کلی عکس از ۲خمل خاله نانازیم ردیف کردم می ذارم براتون.یه برنامه پیدا کردم کوچولو کردن عکسا بدون کیفیت.

+ نوشته شده در  87/11/27ساعت 14:0  توسط  ایدا  | 

عاشورا...

امروز عاشورا بود . الان که مینویسم شام غریبانه.عاشورای سال ۱۳۸۷ .

غم رو دلم سنگینی می کنه . نمیدونم چرا اشکم بی اختیار از گوشه چشام

پایین میان .

صدای نوحه خون  از بیرون خونمون به گوش می رسه .

جداْ چرا گریه می کنم ؟

خوب که نگاه میکنم میبینم فقط برای خودم دارم زار میزنم .

جداْ امام حسین و.... احتیاجی به گریه ما نداره. این ما هستیم که محتاج شفاعتشونیم و اونقدر بد کردیم که حتی رومون نمیشه صداشون کنیم و فقط نگاه میکنیم و سر به زیر میندازیم . اما من دیگه ته خطم . میخوام داد بزنم .

یا عباس . ای پسر علی . میدونی دردم چیه . من و گوش کن ............

کمکم کن....نمی دونم چرا با مامانم و اجیم نرفتم مراسم

دوس دارم تهنایی باهات حرف بزنم

بیشتر اونایی که می خوان بیان مراسم خانم نظرینا{همسایه عمه اینا}واسه عزاداری تو نمی یان که واسه خاطره شکمشون می یان

هر سال وقتی می گن غذاها امادس یهویی گریه ها تموم می شه... از این صحنه که چند سال می بینم بدم می یاد نفرت دارم چرا ادم این طوری شدن خدا جونم؟؟؟

امام جونم ازت می خوام تو از خدا طلب عف کنی برام از گناهام بگذره فقط همینو می خوام ازت..

و تو این روز عزیز از کسایی که اذیتشون کردمو دلشونو شکوندم{کارمه} معذرت و عذر می خوام گرچه این ۲کلمه کافی نیس ولی به بزرگیه خودشون ببخشن متاسفانه یکم زیادی تلخ زبونم ولی به خدا

دلم خبری نیس بعضی وقتا که یکو ناراحت می کنم تو دلم غوغاس ولی

یه چیزی نمی ذاره معذرت بخوام.مامانیم زنگولید پاشو بیا همه این جان برم.

 

+ نوشته شده در  87/10/18ساعت 20:13  توسط  ایدا  | 

کریسمس>تولد مستان<

 امروز خيلي خوش زد بهم گفتم ننويسم
نمي شه از اون جايي که امروز 10 ديه تولد دوس جون قشنگم وخوشگلم ودکترم ويه جورايي عشقولانم بودو قرار بود که کادو بارون شه قرارم بود يه دوره کوچولو هم بزنيم {به مامان ها گفته شد بود که مي ريم کتاب بخريم اونم چه کتابي اخر سر که مي خواستيم برگرديم
يادمون افتاد که کتابم بايد بخريم }خلاصه  با اون تيريپ ضايع مدرسه اي 2ساعتي گشتيم مغازاي نمود جلوش واينستيم مستان خانمم{مهسا}مي خواستن شال کلاه بخرن
سينوساشون مي درده هر چي مغازه بود رفتيم توش. بعضي موارد فشن موقعیت   ایجاب می کرد که نپسنده و زود بيام بيرون اخرشم نخريد( همون نپسنديد) کتابم موجود نبود
جايه جالب قضيه اين جاس که نصف کادوهاشو بار من کرده بود که در نهايتم موند دسته من. از ساعتم خبر نداشتيم که يکهو ديديم 1ساعت پيش بايد خونه مي بوديم
که ديگه امديم جلو ساختمان ايدا از هم باباي کرديمو امديم خونه. از کادوي من که خيلي خوشش امده البته بايدم مي يومد 700ساعت گشتم تا پيداش کرم حتما حس کنجکاويتون گل کرده که چي بود
1ساعت ديواري چوبيه اسپورت وسطشم نوشته بود
just for mastn يه ني ني هم از پاينش اويزون بود خلاصه اين 2ماه هر چي داشتم و نداشتمو خرج کردم
اين همه ماه خدا همشون قسم خورن کنار هم رديف شنو منو بي پولم کنن(تقریبا ۶تا کادو خریدم) تازه واسه نی نی خالمم{۲خمل خاله جونم} بایدبخرم ۱۶اسفند می خوان متولد شون 
امروز امتحان زبان داشتيم از اون جايي که هيچ وقت نمي خونم اين سري هم نخونده بودم زن بيشعور برداشته بود ريدينقاي کتابو کپي کرده بود داده بود براي اولين بار تو عمرم 17و18 ميشم اگه حالا 5مستمرو بده اونقدر که ما شلوغي کرديمو پدرشو 3ماه دراورديم بده خوب ميشه
واسه ازمون دوره اي اين ماه از ديروز شروع کردم مي خوام ديگه اين سري بترکونم
مي ترسم نشه خودشم هر چي مبحث سختو مزخرف بود جمعش کردن واسه اين سري..
راستي ديشب  يه خواب مي ديدم تو تعبير خواب نوشته بود به ارزويي که در دل داري حتما مي رسي اگه دلت با او باشه{خدا}خودم که فکر مي کنم هس ولي مطمئن نيستم.چندتا ارزو دارم يکيش برام خيلي مهمتر از اون يکي هاس.اين بشه اون يکي هام خودبه خود ميشن.
راستي اجي جونم 2روزه شاغل شده همچين حال مي کنم که صبحا قبل من مي ره.منم که امتحانم ??/?اي مي خوابم{داخل پارانتز شعبه خودشون اماده نيست تا عيد اين طوري به به....
 بايد يواش يواش به فکر کادوي منم باشه چون من فرم استخدامي شو پر کردم و چندتا کاره خيلي مهم و حياتي براش کردم که بايد تا اخر عمرش ...من باشه
امروزم که عيده عيد همتون مبارک
تا شب خرخوني مي کنم شبو درس نمي خونم تي وي پره از فيلم از همه مهم تر امروز سريال منو مي ده تنها سرياليه که هميشه نگاش مي کنم
امتحان باشه زلزله هر چي... مي بينمش .اسمش دوداکتان کالباسو يکي هم بابا اوجاقيو خيلي دوس دارم بگذريم ديگه ايدا بره بدرسه که بدبخت ميشه
کريسمستون هم مبارک
بوسسسسسسسس

+ نوشته شده در  87/10/10ساعت 17:2  توسط  ایدا 

پاییزم تموم شد..

پاییزم تموم شد.ولی باور نمی کنین که  امروز وقتی مامانم گفت فردا خونه عمه اینا دعوتیم  فهمیدم که ااا راستی راستی تموم شده.ناراحت شدمو ۱ساعتی زدم به گریستن.

ددیم امد پرسید باز حرف کی بهت برخورده؟با کی دعوات شده؟(داخل پارانتز می دونه دراین ۲ صورت خیلی ناراحت می شم واسه اون ازم پرسید)گفتم هیچ کدوم.

نمی دونست که درده ۲خملش بدتر از ایناس.نمی دونس فقط ۶ ماه و ۶ روز مونده بهش.(ک.ن.ک.و.ر)دیروز ثبت نام کردم.زبانم ثبت نام کردم نمی دونم انگیزم چی بود از این کار ولی.

از ۱۶اذر سر پیام نور دعوا بود که من می گفتم نمی خوام همه مخالف بودن که نخیر باید کارتشو بخری.که دیروز بعداز طواف کردن شهر با اجیم رسیدیم جلوی دفتر پستی ولیعصر.رفتیم تو همین که اقاهه گفت تمومیده بس بسیار خوشحال شدم........

من نمی دونم چرا این فمیلیه من این قدر با پشت کنکور موندنم مخالفن...              

به نظر شما بهتر ۱رشته چرت خوند یا ۱سال موندو ۱رشته نیمه تاپ خوند؟ها کدومش خوبه؟

حالا بدتر از اینا اونه که دوس جون صمیمیات دکتر شن تو {منظورم خودمه}گیجول باشی.خودمنم نشیم که عمرابشم دلمون به دوس جونامون خوشه.فدای همشون شم.بوووووسس

من در ارزوی رتبه زیر ۳۰۰۰ام اونا دنباله رتبه ۳رقمی ۲رقمی ان.ای خدااااااااااااا..............

یلدای خوبی نمی شه ۱)این مورد محرمانس۲)اجیم این جا نیس(مثل سالای پیش)۳)با یکی از فامیلا دعوام شده امیدوارم نیاد۴)امسال دپسرده تر از سالای پیشم...۵)............ندارم.

از همون اولین زنش قلبم اخلاق بد(افتضاح) داشتم.که سر سختانه تا حالا قبول نکرده بودم.ولی الان ببینین چطوری شدم که دیگه قبول کردم.امیدوارم که خوب شم.(دعا}

دوس جون قشنگای بی معرفته من تو رو جون بی افتون شمارمو به هر کی ندین.چیزی تو مایه های ۱۱۸ شده.که دیگه به من ربطی نداره شما می زنگین جوابتونو نمی دم.

از دادنه نظرات غیر اسلامی خوداری کنید جون که ۱۰۰٪ پاکشون می کن 

امروز بعد چندمدت امدم اپ کنم سری به وبلاگای بروز داده شده زدم.واسه خودم متاسف شدم.

همش عشقولانه ای یکی واسه یکی نوشته بود.من چی پس؟؟؟؟؟؟؟؟

بعد می گن پچه منحرف می شه اقا نکنین  این کارا رو<خوب؟

همچنان به دعاهای سبزتان نیازمندم.تو نظرات ازم پرسیدن مجردی؟اره قرار این طوری هم بمونم تا اینکه شاید یه روزی زد به سر...م.یلدای خوبی داشته باشین.بوسسسسسسس

ایدا.۲۹/۹/۸۷

+ نوشته شده در  87/09/30ساعت 21:23  توسط  ایدا  | 

چرا پسرای ایرونی نمیتونن؟؟؟؟

1-جلو مدرسه دخترونه واینسنو هیز بازی در نیارن

2-تا 4 تا دختر میبینن جوزده نشنو تیکه جوادی بار نکنن

3-در مقابله دخترا احساسه بامزه بودن نکنن

4-ادعای با معرفتی و خلاف سنگینی نکنن

5-در آن واحد با 100تا دختر دوست نشنو به 100تاشونم قوله ازدواج ندن

6-احساس خوشتیپی نکنن خودشون و دختر کش نکنن(ریدن)

7-ادعای هیکل ورزشکاری داشتن نکنن فیگورای مسخره نگیرن

8-تا 16 سالشون شد ماشینه بابا رو برندارن و از ساعت 5 تا 8 پنجاه تا دختر سوار نکنن

9-تا اینا رو خوندن جو زده نشنو تو نظرات صد تا فحش و دری وری واسم بنویسن

+ نوشته شده در  87/09/22ساعت 23:41  توسط  ایدا  | 

حالا تو چه رنگی هستی؟

در صورتيكه تاريخ تولد شما در:

اول فروردين ماه باشد سياه هستيد

بين دوم فروردين تا 11 فروردين باشد ارغواني هستيد

بين 12 تا 21 فروردين باشد. شما سرمه اي است

بين 22 فروردين تا 31 فروردين باشد نقره اي هستيد.

بين يكم ارديبهشت تا 10 ارديبهشت باشد سفيد هستيد.

بين 11 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت باشد شما آبي هستيد.

بين 25 ارديبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائي رنگ هستيد.

بين 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شيري رنگ هستيد.

بين 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستري هستيد.

بين 24 خرداد تا دوم تير ماه باشد شما رنگ خرمائي هستيد.

سوم تير ماه باشد رنگ شما خاكستري است.

بين 4 تير ماه تا 13 تير ماه باشد شما قرمز هستيد.

بين 14 تير ماه تا 23 تير ماه باشد شما نارنجي هستيد.

بين 24 تير ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستيد.

بين 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتي هستيد.

بين 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبي هستيد.

بين 23 مرداد تا يكم شهريور باشد شما سبز هستيد.

بين 2 شهريور تا 11 شهريور باشد شما قهوه اي هستيد.

بين 12 شهريور تا 21 شهريور باشد شما كبود رنگ هستيد.

بين 22 شهريور تا 31 شهريور باشد شما ليموئي هستيد.

متولدين يكم مهر ماه زيتوني هستند.

بين 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغواني هستيد.

بين 12 مهر تا 21 مهر ماه شما رنگ سرمه اي داريد.

بين 22 مهر ماه تا يكم آبان ماه شما نقره اي هستيد.

بين 2 آبان تا 20 آبانماه باشد شما سفيد هستيد.

بين 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شما طلائي است.

بين يكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شيري رنگ هستيد.

بين 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستري هستيد.

بين 21 آذر تا 30 آذر باشد شما خرمائي رنگ هستيد.

متولدين اول ديماه نيلي رنگ هستند.

بين دوم دي ماه تا 11 دي ماه باشد رنگ شما قرمز است.

بين 12 دي ماه تا21 دي ماه باشد شما نارنجي هستيد.

بين 22 دي ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستيد.

بين 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتي هستيد.

بين 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبي هستيد.

بين 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستيد.

بين 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه اي هستيد.

بين 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبودي رنگ هستيد.

بين 21 اسفند تا 29 اسفند باشد ليمويي هستيد...خزان

(بقیه داستان تو ادامه مطلب اگه می خوای بخونی کلیک کن)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/09/15ساعت 19:34  توسط  ایدا  | 

و 1 استان دیگه از وب یکی از دوستم

بدترین چیز اینکه کسی رو که دوس داری بهت خیانت کنه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/06/30ساعت 1:5  توسط  ایدا  | 

دروغا و معناهاش....

 

دروغ های متداول برخی پسران به دختران همراه با معانی آنها :

دروغ: بعدا" باهات تماس می گیرم

معنی: دیگه هیچ وقت منو نمی بینی

دروغ: تو قسمتی از وجود منی- نمی دونی تا چه اندازه دوستت دارم

معنی: تو برای من به اندازه کافی زیبا، باهوش و پولدار نیستی میزارمت کنار

دروغ: اون دختر هیچ تیریپی با من نداره - ما فقط دوست معمولی هستیم

معنی: عاشقشم

دروغ: من تورو برای وجود خودت دوست دارم

معنی: من فقط دنبال ارتباط جنسی هستم

دروغ: آخر این هفته با دوستام داریم میریم کوه

معنی: داریم میریم دختر بازی.

دروغ: می تونی 5 هزار تومن بهم قرض بدی؟ تا آخر هفته بهت برمیگردونم

معنی: پولتو ببوس و باهاش خداحافظی کن.

این هم شاید بزرگترین دروغی باشد که تا بحال گفته شده:

دروغ: قول میدم تا زمانیکه مرگ مارو از هم جدا نکرده عاشقت باشم،

باهات صادق باشم و ازت نگهداری کنم

معنی: ازت میخوام لباسامو بشوری،

خونمو تمیز کنی،

 غذا برام بپزی،

 وقتی مریض میشم ازم پرستاری کنی،

 از بچه هام مراقبت کنی،

 به دوستام و خـانوادم سـرویـس بدی .

هر وقت بخوام میـرم با دوسـتــام و دخـتـرای دیـگـه گـردش،

هیچوقت پول بـهت نمی دم

 و هیچ کلمه خوشـحال کنـنده ای بـهت نخواهم گفت

 و هیچ کاری که برای تو جالب باشه انجام نخواهم داد!

+ نوشته شده در  87/06/30ساعت 0:32  توسط  ایدا  | 

1 سایت باحال...

خدمات وبلاگ نویسان جوان

به دخملایی که از این عکسی که تو قسمت معرفی گذاشتم خوششون می یاد توصیه می کنم خیلی

خیلی نازن.....

+ نوشته شده در  87/06/26ساعت 0:17  توسط  ایدا  | 

بگو که دوسش داری..

۱ داستان ایول و قشنگ از وب دنیا جونم

               خوندنشو توصیه می کنم............


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/05/18ساعت 21:16  توسط  ایدا  | 

همین جوری

دلم گرفته از ادمهایی که میگن دوستت دارم اما معنیش رو نمی دونند

 

از ادم هایی که می خوان مال اونا باشی اما خودشون مال تونیستند

 

اونایی که زیر بارون برات می میرند ولی وقتی افتاب میشه همه چیز

 

 یادشون میره

+ نوشته شده در  87/05/18ساعت 21:4  توسط  ایدا  | 

درد و دل

۱-ما کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي

 اندازيم. ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون

 نيستن. و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت 

 برامون گريه نمي کنن.

۲-سرنوشت ننوشت گر نوشت بد نوشت اما باور كن

نمي توان سرنوشت را از سر نوشت .

۳-وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند

پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه ميشود....

دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست

اصراف محبت است.

+ نوشته شده در  86/08/04ساعت 17:13  توسط  ایدا  | 

ماجرای مسعود و یاسمن

 

  من که ازش خوشم امده ش

قسمتی از یه داستان  اگه  خواستین بخونین....

           tagdime ba eshg 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/10/29ساعت 13:10  توسط  ایدا  | 

اگه پسری بر ضد حال دخترا حرف زد..

 ازهمه بیشتر دنبال دخترهاست و براشون له له میزنه!!

2: حکایتش حکایت همون گربه هست که دستش به گوشت نمیرسید می گفت پیف پیف بو می ده!
3: تا حالا صد تا دخترسر کارش گذاشتند و حالشو گرفتند ))))!
4: تا حالا هر چی التماس کرده دخترای ناز ایرونی که سهله یه وزغ ماده هم تحویلشون نگرفته!!  
5: توی دانشگاه نمره های ماکزیمم دخترا رو دیده و برای اینکه کسی نفهمه آی کیوش در حد کلوخه مجبوره بشینه برای دخترا حرف در بیاره
6: تو خونه همش به خاطر شلخته بودنش (مخصوصا موها و دماغ ) و تمیزی و خوشتیپی خواهرش مدام زدند تو سرش
7: از اینکه با صد نوع مدل موی مختلف و خط ریشای عجیب غریب نمیتونه قیافه مثل اژدهاشویه کم شبیه آدما بکنه به دخترای ایرونی که با آرایش زیباتر میشند حسودی می کنه   
8: می بینه یک نفر تو دنیا پیدا نمیشه که فقط یه بار منتشو بکشه و باید یه عمر ناز کش باشه
+ نوشته شده در  85/10/27ساعت 9:52  توسط  ایدا  | 

قد1دنیا دوست دارم دنیا جونم

دنیای من...

همه چیز برای من و تو می شکفد.

اولین اندیشه ی جهان می تواند از ان ما باشد.

ما عاشقیم وبهشت برای ما افریده شده است.

                   فقط تو ومن                

دنیای عزیزم خودت می دونی چقدر دوست دارم.

می خوام همه  بخصوص بعضییا بدونن که میمرم برات...

                         خوشگل و نازم عاشقتم ...

                                     نی نی تو ایدا

+ نوشته شده در  85/10/27ساعت 0:11  توسط  ایدا  | 

واما قابل توجه دختران عزیز(روش های دوست پسر ازاری)

راه های دوست پسر آزاری
۱- اگه بهتون زنگ زد(در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتونه...پیدا کنید پرتقال فروش را!!!)بگین سلام حمید جون.بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟می تونین این سیرو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.شرکت ما مسئولیتی در قبال این حادثه ندارد.

-------------------------------------------------
2- بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم دختری با کفشهای کتانی یا عروس فراری رو ببینید

-------------------------------------------------
3- تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین وباهاش دعوا کنین با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی ،ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.

-------------------------------------------------
4- آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.

-------------------------------------------------
5- عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.

-------------------------------------------------
6- موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی)بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.

-------------------------------------------------
7- همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن(کردن؟بی ادبیه ، گلاب به روتون ، روم به دیوار ، منظورم زدن بود)و از بو ادکلن چن صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.

-------------------------------------------------
8-وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت چهل الی چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید. 

البته می گم که اینها موجودات بیچاره ای هم هستند
.

                                       تقدیم با عشق به دختران عزیز

+ نوشته شده در  85/06/19ساعت 17:9  توسط  ایدا  |